وبلاگicon
هر کدوم از نویسنده ها و دوستامون طرفدار یه شخصیت هستن برای همین این وب از همه آنها حمایت و طرفداری میکنه
 
 
کانال تلگرام طرفداران نینا ویلیامز
داستان ترسناک بهت گفتم لبخند بزن
نظرات | ادامه مطلب
داستان ترسناک بهت گفتم لبخند بزن
سلام دوستان این بار با یه داستان ترسناک به اسم "بهت گفتم لبخند بزن" اومدم! این داستان، از داستان های کریپی پاستا هست و ترجمه شده توسط خودمه.
برای خوندنش برید ادامه:)

مرتبط با : داستان
برچسب ها : داستان-کریپی پاستا-کریپی-creepy pasta-داستان ترسناک-داستان کرپی پاستا-داستان creepy pasta-
نویسنده : Allochka Dragunova
تاریخ : 1396/03/7
داستان یک روز خوب بهاری
نظرات | ادامه مطلب
تولد مبینا مبارک

خب اولش بگم یکم دیر شد تا این پست رو گذاشتم چون منتظر این عکس بالا بودم که آلا بسازه بدشازش خوشتون میاد؟ اسمتونم پاش نوشته خخخبگذریم مبینا جان این داستان تقدیم به توئهبرو ادامه اجی

مرتبط با : داستان تکن
برچسب ها : داستان تولد مبینا-لینگ مبینا-داستان تکن-داستان تیکن-فن فیک تکن-فن فیک تیکن-فادیا-
نویسنده : فادیا
تاریخ : 1396/02/8
داستان دوفسان ماجراجو قسمت 5
نظرات | ادامه مطلب برای خوندن داستان برو ادامه.راستی فادی جون لطفا یه عکس برا پروفایلت بزار که ما تو رو اون شکلی تصور کنیم.لطفا یه عکس برا پروفایلت بزار لطفا.
مرتبط با : تکن داستان
برچسب ها : آنالیس کلیسن-داستان-داستان تکن-داستان تکنی-آنالیس-analis-analis kliesen-
نویسنده : Analis Watson
تاریخ : 1395/12/10
قسمت 2 داستان وحشت در شب سال نو
نظر ندی خری | ادامه مطلب
سلام به دوستان و همراهان عزیزم مخصوصا ورا زیکا آلا آنالیس امیدوارم از خوندن این داستان لذت ببرین و تو ورا زیرچشمی حواسم هستااا نظر نمیذاریا
دوستای خوبم اگه فکر میکنین شخصیتتون تو داستان قشنگ نیست و دوستش ندارین و در حقتون ناجواندختری شده خب بگین دیگه تا اعمال قانون شه چون که من همینطوریش نمیفهمم شما فکر میکنین بهتون توهین شده-__-امروز میخوام یه تشکر ویژه کنم از دوست خیلی خیلی خیلی خوبم ورا (قلب) که همیشه داستانا رو میخوانه گاهی یه دمپایی هم پرت میکنه (منظورم همون نظره) امیدوارم از داستانم خوشتون بیاد بپرین ادامه!

مرتبط با : تکن داستان
برچسب ها : داستان-داستان تکن-فادیا-زیکاریشیکا-آنالیس کلیسن-آلوچکا دراگونووا-ورا الکساندرسون-
نویسنده : فادیا
تاریخ : 1395/12/7
داسی سفر به مثلثات - قسمت چهارم
نویسنده : vera alexsandersoon=)
تاریخ : 1395/12/4
داستان دوفسان ماجراجو قسمت 4
نویسنده : Analis Watson
تاریخ : 1395/12/4
داستان دوفسان ماجراجو قسمت 3
نویسنده : Analis Watson
تاریخ : 1395/12/4
داستان دوفسان ماجراجو قسمت 2
نویسنده : Analis Watson
تاریخ : 1395/12/4
داستان آشنایی ما با آنالیس
نویسنده : فادیا
تاریخ : 1395/12/3
داستان دوفسان ماجراجو قسمت 1
نظرات | ادامه مطلب
سیلامممم.
اومدم با یه داستان که بازیگراش دوستای گلم و آبجیم و خودمم.
برا خوندن داستان برو ادامه.

مرتبط با : تکن داستان
برچسب ها : داستان-آنالیس-داستان دوفسان ماجراجو قسمت 1-آنالیس کلیسن-analis kliesen-analis-فن فیک-
نویسنده : Analis Watson
تاریخ : 1395/12/3
وحشت در شب سال نو
نظرات | ادامه مطلب

دوستانی که این داستانو می خونید بدونید این داستانه من و دوستانه و کسایی که دوست ندارن نخونن و نظر هم زیر پست نذارن:||

مرتبط با : داستان
برچسب ها : داستان-داستان ترسناک-فن فیکشن-فادیا-داستان فادیا-وحشت در شب سال نو-فن فیکشن کره ای-
نویسنده : فادیا
تاریخ : 1395/11/7
داستان کارنامه ورا کجاست؟
نویسنده : فادیا
تاریخ : 1395/11/3
حاشیه های زندگی لی مین هو
نویسنده : فادیا
تاریخ : 1395/10/28
ریوما با ضربه تزوکا ستاره میشود (فن فیکشن)
نظرات | ادامه
__ریوما با ضربه تزوکا ستاره میشود__
داستان


جهت خوندن داستان به ادامه تشییف ببرید

مرتبط با : انیمه و انیمیشن داستان
برچسب ها : داستان ریوما-تزوکا و ریوما-ریوما ایچیزن-تزوکا کـونیمیتسو-ستارگان تنیس-شاهزادگان تنیس-داستان شاهزادگان تنیس-
نویسنده : فادیا
تاریخ : 1395/10/7
داستان فروختن بهشت!
نظرات |
در قرون وسطا کشیشان بهشت را به مردم می فروختند و مردم نادان هم با پرداخت مقدار زیادی پول قسمتی از بهشت را از آن خود می کردند.فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج می برد دست به هر عملی زد نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد تا اینکه فکری به سرش زد… به کلیسا رفت و به کشیش مسئول فروش بهشت گفت:
قیمت جهنم چقدره؟
کشیش تعجب کرد و ...گفت: جهنم؟!
مرد دانا گفت: بله جهنم.
کشیش بدون هیچ فکری گفت: 3 سکه.
مرد سراسیمه مبلغ را پرداخت کرد و گفت: لطفا سند جهنم را هم بدهید.کشیش روی کاغذ پاره ای نوشت: سند جهنم. مرد با خوشحالی آن را گرفت از کلیسا خارج شد.به میدان شهر رفت و فریاد زد: من تمام جهنم رو خریدم این هم سند آن است و هیچ کس را به آن راه نمی دهم.دیگر لازم نیست بهشت را بخرید چون من هیچ کس را داخل جهنم راه نمی دهم.

 این شخص مارتین لوتر بود که با این حرکت، توانست مردم را از گمراهی رها سازد.
در جهان تنها یک فضیلت وجود دارد و آن آگاهی‌ است...
و تنها یک گناه و آن جهل است...

مرتبط با : داستان
نویسنده : Allochka Dragunova
تاریخ : 1395/09/15


( تعداد کل صفحات: 3 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ]




 
ویرایش قالب توسط : آلوچکا دراگونووا