کپی هم ممنوع:|!
خط داستانی تکن 1
مسابقات جهانی هنرهای رزمی به پایان خود نزدیک میشود، پاداشی هنگفت برای کسی که بتواند هیهاچی میشیما را در فینال این رقابت ها شکست بدهد تعیین شده است. گروه عظیم میشیما زایباتسو اسپانسر این مسابقات هستند. تنها 8 مبارز پیروز از نبرد های مهلک جهانی باقی میمانند. برنده تورنمنت، عنوان پادشاه مشت های آهنین را دریافت میکند اما چه کسی هیهاچی میشیما را شکست داده و پاداش و شهرت را از آن خود میکند؟
خط داستانی تکن 2
مسابقات جهانی هنرهای رزمی به پایان خود نزدیک میشود. برای بالا بردن انگیزه مبارزین این کره خاکی، جایزه نفیسی به مبارزی که بتواند هیهاچی میشیما را در راند فینال شکست دهد اهدا خواهد شد. گروه عظیم میشیما زایباتسو اسپانسر این مسابقات هستند. اولین تورنمنت تکن با هشت مبارز شروع می شود و همه آنها با انگیزه های متفاوتشان در نبردهای خونین پیرامون دنیا پیروز می شوند و دارای مهارت و قدرت کافی برای فروپاشیدن کوهستانها هستند. خیلی از مبارزه ها انجام می شود اما تنها یک مبارز می تواند هیهاچی میشیما را به عنوان پادشاه مشت های آهنین به چالش بکشد و این مبارز کازویا، پسر خونسرد هیهاچی میشیماست که روی صورتش جای زخمیست که از هیهاچی به او رسیده است. او مبارزه شدیدی را با پدرش در دشتی مشابه جایی که پدرش او را زد و در حالیکه 5 سال بیشتر نداشت در گودال انداخت، شروع میکند و بعد از نبردی خسته کننده که ساعت ها طول می کشد، کازویا با استفاده از مهارت هایی که از نسل به نسل خاندان میشیما به آنها ارث رسیده بود هیهاچی را شکست میدهد و بدن زخمی هیهاچی روی زمین میفتد. کازویا زانو میزند و پدرش را روی دستانش بلند میکند و به آرامی لبه پرتگاهی مشابه جایی که پدرش او را رها کرد تا بمیرد، شروع به قدم زدن میکند و به منظره ای که حالا متعلق به او بود خیره میشود و بدن هیهاچی را رها میکند. بعد از سقوط هیهاچی، کازویا در شعاع نور لبخند میزند...یک سال میگذرد. میشیما زایباتسو تحت رهبری کازویا میشیما قدرت بیشتری پیدا کرده و در گوشه گوشه دنیا گسترش یافته است. به زودی و بعد از مرگ واضح پدرش، کازویا در سایه او پدیدار میشود. شایعات درباره قدرت بی حد و شخصیت مبهم کازویا به آرامی در سراسر دنیا پخش میشوند. دقیقا یک سال بعد از پایان اولین تکن، پیامی از طرف میشیما زایباتسو به آژانس های خبری در سراسر جهان اعلام میدارد که مسابقه دوم با جایزه ای هزار بار بیشتر از اولین مسابقه در حال شکل گیری است. سپس تورنمنت آغاز میشود...
خط داستانی تکن 3
پادشاه مشت های آهنین 2 به پایان میرسد. جون کازاما متوجه میشود قدرت خارق العاده کازویا از شیطان است اما نمی تواند کمکی کند تا به وسیله نیرویی عارفانه او را کنترل کند. چند روز بعد، رقیب فینال کازویا مشخص میشود و کسی نیست جز تشکیل دهنده پادشاه مشت های آهنین 2 یعنی هیهاچی میشیما. در تکرار اولین تکن، پدر و پسر در نبردی خونین به مصاف هم میروند و در نهایت هیهاچی برنده میشود و دوباره کنترل میشیما را به عهده میگیرد. او بی خبر از حضور شیطان، کازویای بی جان را به درون آتش فشان پرت میکند. بعد از اینکه بدن کازویا میسوزد، قبل از بارداری جون کازاما شیطان تلاش میکند وارد روح جنین درون شکم او بشود اما در نبردی فداکارانه برای آینده کودک، جون شیطان را شکست میدهد و به تنهایی به یاکوشیما پناه میبرد تا پسر کازویا، جین را به تنهایی بزرگ کند. با بازپس گیری کنترل میشیما زایباتسو، هیهاچی قدرت خود را بیشتر میکند و برای رسیدن به اعتماد رهبران جهان با قرار دادن جنگ و درگیری ها به جای آرامش، سرمایه گذاری می کند و با استفاده از ثروت بی حد و مرز خود، "نیروی تکن" را تشکیل میدهد، که شامل گروهی مزدور برای سرکوب موفقیت آمیز درگیری هاست. او همچنین با کمک به ساخت سیستم های کشاورزی کمک زیادی به سلامت کشورهای در حال توسعه می کند و به نظر می رسد که از طریق تلاش های هیهاچی میشیما، دنیا دوباره رنگ صلح را می بیند. نزدیک به 15 سال میگذرد و جین کازاما اکنون 15 سال دارد. تحت فرمانات هیهاچی، نیروی تکن در حال استخراج یک پایگاه باستان شناسی در آمریکای مرکزی برای کشف گونه ای زندگی اسرار آمیز است، هیهاچی دستور دستگیری مخلوقات را صادر می کند، اما تماس با نیروی تکن را از دست میدهد و پیامی رادیویی مخابره میشود که : "... همه آنها مرده اند ... (با خدا مبارزه میکنی)؟ ..." بعد از ورود به حفاری، هیهاچی تلی از لاشه ها را پیدا میکند و  متوجه می شود که این قدرت اسرار آمیز می تواند کلیدی برای تحقق رسیدن به رویای سلطه طولانی او در جهان باشد. هیهاچی برای به چنگ آوردن این قدرت مرموز از توشین بار دیگر وسویسه میشود... . در عرض چند هفته، ناپدید شدن های عجیب و غریبی در سراسر جهان رخ می دهد و گزارشات حاکی از آن است که افرادی که روح قوی داشتند، استادان هنرهای رزمی و سایر رشته های مبارزه بدون اینکه کسی از موقعیت کنونی آنها مطلع باشد، گم شده اند... . جون کازاما به طور غریزی قدرت تاریکی که وارد زندگیش میشود را حس میکند و نمیداند که آن چیست اما احساس میکند که تبدیل به هدف شده است. او سرنوشتش را قبول میکند و همه چیز را درباره زندگی گذشته جین به او میگوید تا او را برای روز سرنوشت سازی که فکر میکند نزدیک است آماده کند. او به جین میگوید که اگر اتفاقی برای او پیش آمد جین پیش پدربزرگش هیهاچی میشیما برود. در شبی سرد و طوفانی، توشین به کوه می آید و باد سخت میوزد، جون فریاد میزند "فرار کن!".  اما جین در مقابل خواهش مادر انتخاب میکند تا با توشین روبرو شود و تحت ضربه او قرار میگیرد و بیهوش میشود، وقتی بیدار می شود، خانه و همه چیز در اطراف آن در حال سوختن است، او به دنبال مادرش شروع به جستجو میکند اما او را نمیابد. جون به دست توشین کشته شده بود. جین به خواسته مادرش احترام میگذارد و پیش هیهاچی میرود و خواهان آموزش میشود تا انتقام مادرش را بگیرد. هیهاچی به داستان جین گوش میدهد و متقاعد میشود توشین به دنبال روح مبارزان قدرتمند است به همین منظور و برای جلب توجه توشین، هیهاچی تصمیم میگیرد تا میزبانی پادشاه مشت های آهنین 3 را به عهده بگیرد. چهار سال بعد و در تولد 19 سالگی جین کازاما از پادشاه مشت های آهنین 3 رونمایی میشود.
خط داستانی تکن 4
دو سال قبل بود که هیهاچی در دستگیری اوگر موفق نشد اما این هیچوقت باعث نشده بود تا تسلیم شود و به پژوهشگرانش دستور داد تا نمونه های خونی را جمع آوری کنند. طی این دستور آنها بافت پوستی و تکه سمی که توسط اوگر (یا شناخته شده به عنوان اوگر واقعی) رها شده بود را مورد تحقیق قرار میدهند. هدق هیهاچی ساخت فرم جدیدی از زندگی با ژن اوگر و خودش است اما به هر حال پژوهش ناموفق میماند. بعد از آزمایشهای فراوان، مهندسین ژنتیک هیهاچی در آخرین مرحله با اضافه کردن ژن شیطان - به منظور موفقیت در ترکیب ژنتیک اوگر، به یک موجود زنده دیگر احتیاج دارند. هیهاچی متوجه می شود ژنوم شخصیش فاقد ژن شیطان است و می داند کسی که فاقد ژن شیطان نیست...جین کازاما است. جین که اوگر را در تکن 3 شکست داده بود، توسط هیهاچی سخت مجروح می شود و همانطور که در حال جان دادن است، تبدیل به شیطان می شود و هیهاچی را میزند و پرواز میکند. بعد از مسابقات موقعیت جین ناشناخته میماند. هیهاچی به دنبال جین میگردد اما فایده ای ندارد و او را نمی یابد. با این حال هیهاچی در طول تحقیقات خود عکسی را کشف میکند که کنجکاوی او را بر می انگیزد. عکسی 20 ساله که تصویر جسدی سوخته و پوشیده از زخم است. توجه هیهاچی به پشت جسد جلب میشود که اندام های برجسته ای شبیه به بال دارد و خود را متقاعد میکند که تصویر متعلق به کازویا، پسرش است که او 20 سال پیش به آتشفشان انداخته بود. هیهاچی تمام تلاش خود را برای پیدا کردن جسد میکند و این تحقیقات در نهایت هیهاچی را به شرکت جی میرساند، شرکتی پیشرو در زمینه فناوری بیوتکنولوژی که پیشرفت های بی سابقه ای در زمینه تحقیقات بیوگنتیک دارا بود. هیهاچی کشف میکند که شرکت جی لاشه را پیدا کرده و بیرون کشیده و ژنتیکش را آنالیز کرده است. در حقیقت، هیهاچی میفهمد که کمپانی در اواسط ساخت فرمی جدید از زندگی با استفاده از دیتا است. هیهاچی همچنین پی میبرد که بقایای کازویا و داده های تحقیقاتی به ترتیب در آزمایشگاه های تحقیقاتی شرکت جی در نبراسکا و نپال هسنند. جمعه، 25 دسامبر. نیروی تکن به آزمایشگاه تحقیقاتی فوق امنیتی شرکت جی در نپال یورش میبرد. سطوح پایین ساختمان کاملا نابود میشوند و باقی مانده اطلاعات ذخیره سازی شده شامل سرورهای فایل توسط یک گروه از هلیکوپتر های سنگین ربوده میشود. در همان زمان، یک واحد جداگانه به رهبری هیهاچی به تسهیلات تحقیقاتی زیرزمینی در نبراسکا، جایی که احتمالا باقی مانده های کازویا نگهداری میشد نفوذ می کنند. همانطور که هیهاچی از هلیکوپتر خود مشاهده میکند، به زودی متوجه میشود که بر خلاف مرکز نپال، عملیات در نبراسکا بر اساس برنامه انجام نمی شود. صفحه نمایش مانیتورهای وضعیت تاکتیکی موجی از گروه اولیه نیروهای تکن را نشان میدهد که از اتاقی که فرضا محل نگهداری بقایای کازوایا بود به دلیل انفجار به بیرون پرت میشوند و منظره ای از پیکره ای بزرگ به آرامی از اتاق ظاهر میشود ...وقتی هیهاچی توانست به خوبی آن را ببیند، توانست هیکل کازویا را تشخیص بدهد. کازویا در مرکز تحقیقاتی شرکت جی دوباره زنده شده بود و بعد از زنده شدن، بدن خود را به عنوان مورد تحقیقاتی برای تعیین ماهیت واقعی شیطان که درون او ساکن بود ارائه داده بود. هدف کازویا این بود که دو نیمه خود را با هم متحد کند و معتقد بود که اگر بدن خود را با شیطان متحد کند، قادر خواهد بود واقعا قدرت خود را کنترل کرده و به کار گیرد و در نهایت، از هیهاچی و میشیما زایباتسو انتقام بگیرد. او از اینکه هیهاچی نقشه هایش را نقش بر آب کرده بود خشمگین شد و ارتش تا دندان مسلح نیروی تکن را نابود کرد و در شعله های خرابه آزمایشگاه ناپدید گشت. هیهاچی از فرار کازویا عصبانی بود و خشم خود را سر زیر دستان نگون بخت خود که فرار او را گزارش دادند خالی کرد. ابل، مشاور علمی هیهاچی، از هیهاچی ناراضی خواست تا سریعا راهی برای گرفتن کازویا پیدا کند. هنگامی که خشم او فرو رفت، هیهاچی ذهن خود را متمرکز کرد و تصمیم به نقشه کشیدن گرفت و لبخندی شیطانی بر لبانش افتاد. دو سال از مسابقات مشت های آهنین 3 گذشت. میشیما زایباتسو از مسابقات مشت های آهنین 4 رونمایی کرد و امپراطوری عظیم مالی را به عنوان جایزه بزرگ قرار داد. برنده کسی بود که بتواند هیهاچی میشیما را در پایان تورنمنت شکست دهد و میشیما زایباتسو را به ارث ببرد. با وجود اینکه این مسابقات فقط نقشه برای به دام انداختن کازویا بود، با این حال او وارد مسابقات میشود و این شانس را داراست تا هیهاچی میشیما را شکست دهد.
خط داستانی تکن 5
بعد از پایان مسابقات پادشاه مشت های آهنین 4، نبرد هیجان انگیزی بین پدر و پسر شکل میگیرد و کازویا و جین، در مکانی در هون-مارو و در میشیما زایباتسو به مبارزه با هم میپردازند. جین برنده میشود و هیهاچی به کازویا پشت میکند. "چه آدم رقت انگیزی... بی ارزش ترسو!" نبرد بین هیهاچی و جین شروع میشود، جین از خشم پر میشود و بالهای سیاهش را باز میکند و هیهاچی را شکست میدهد. هیهاچی فکر میکرد محکوم به مرگ است، اما جین کنترل خود را به دست میاورد. "تو باید از مادرم، جون کازاما، برای زندگیت تشکر کنی." جین قبل از اینکه پرواز کند این را میگوید. همانطور که هیهاچی بر روی زمین افتاده است، سکوت حاکم میشود اما این سکوت طولانی نیست و به زودی و با نزدیک شدن هواپیما شکسته میشود. صدای هواپیما افزایش می یابد و صدای چیزی که از آن خارج میشود شنیده میشود. گروهی از جک ها از هواپیما می افتند. ابتدا هیهاچی مشکوک میشود که کازویا مسئول این دخالت است اما متوجه میشود که کازویا هم به همان اندازه از حمله ناگهانی سردرگم شده است. "چرا اینجایید؟" هیهاچی این را به موجی از جک هایی که نزدیک می شدند میگوید.  هیهاچی و کازویا شروع به مبارزه با جک ها میکنند ولی به همان سرعتی که جک ها نابود میشوند نیروی کمکی میرسد. هیهاچی از نفس میفتد و کازویا نامردی میکند و او را به میان ارتش جک ها پرتاب میکند و از فرصت استفاده کرده و از هونمارو فرار میکند. کمی بعد، هونمارو با انفجاری عظیم کاملا با خاک یکسان میشود. نبرد توسط مردی سیاهپوش دیده میشود، او دستش را به گوشش می کشد و از طریق بی سیم صحبت می کند. "هیهاچی میشیما مرده..." در آن لحظه یکی از جک ها از پشت به مرد حمل می کند اما فورا به دو نیم میشود و مرد ناپدید میشود. هونمارو کاملا نابود شده و مکان مثل جهنم میشود. چیزی که از آنجا باقی میماند، غیرقابل مشاهده است. روز بعد خبر مرگ هیهاچی میشیما در سراسر جهان می پیچد. خیلی ها بر این عقیده اند که مرگ هیهاچی به معنی پایان میشیما زایباتسو است، اما در پشت صحنه کسی کنترل را به دست میگیرد و کار همیشگی را پیش میبرد. یک ماه بعد، مسابقات پادشاه مشت های آهنین 5 توسط میشیما زایباتسو آغاز میشود.
خط داستانی تکن 5: رستاخیر تاریکی
در دنباله رویدادی های پادشاه مشت های آهنین 4...
کازویا میشیما و جین کازاما در دوئلی پدر و پسرانه در هونماروی میشیما زایباتسو به مبارزه میپردازند. هنگامی که گرد و غبار کنار میرود، جین پیروز میدان میشود. هیهاچی میشیما به کازویا میشیما پشت میکند. "اون بهترینی بود که میتونستی انجام بدی؟ بدبخت! تو سزاوار مرگی." مبارزه ای بین هیهاچی و جین شکل میگیرد...جین بالهای سیاهش را میگشاید و به جنون میکشد و به هیهاچی میفهماند که این بیشتر از یک بازی برای او خواهد بود. به هر حال جین قبل از کشتن او دوباره احساساتش را به دست میاورد و دست نگه میدارد. "از جون کازاما سپاسگذار باش...مادرم." با گفتن این حرف، پرواز میکند و هونمارو را در پشت سرش ترک میکند. هیهاچی پوچ و شکست خورده است و بر روی زمین  میفتد. یک بار دیگر میدان نبرد ساکت است اما سکوت عمر کوتاهی دارد و به زودی صدای نزدیک شدن هواپیما را میتوان شنید. صدا بالا میگیرد و میتوان صدای انداختن چیزی را از آسمان شنید. قفسی از جک ها از آسمان میفتد و حمله میکنند، در ابتدا هیهاچی فکر میکند که کازویا این حمله را تدارک دیده اما کازویا هم اندازه او تعجب کرده و بدیهی بود که نمی داند که چه چیزی در حال رخ دادن است. "شما کی هستین؟" با فریاد هیهاچی جک ها به آنها حمله میکنند و هیهاچی و کازویا شروع به مبارزه کرده و جک ها را نابود میکنند. به هر حال در ازای هر جکی که نابود میکنند، دو تا بیشتر به محل میرسد. هنگامی که نشانه های خستگی در هیهاچی پدیدار میشود کازویا خیانت میکند و او را به میان دشمن هل میدهد. "نهههههه!! کازویااااا!!!" کازویا فریادهای او را نادیده میگیرد و هنگامی که دشمنان حواسشان پرت است از هون مارو فرار میکند. بلافاصله پس از آن هونمارو دچار انفجار عظیمی شده و نابود میشود. مردی که پوشش سیاهی دارد، انفجار را تماشا می کند و سپس دستش را به گوشش میکشد و از طریق بی سیم گزارش میدهد: "هیهاچی میشیما مرده..." در این لحظه یک جک به تنهایی از پشت سر به او حمله میکند اما با یک ضربه شمشیر مرد نابود میشود و همزمان با آن مرد ناپدید میشود. همه آثار هونمارو در شعله های آتش از بین رفته و نابود شده اند. هیچکس نمیتواند شاهد باقی ماندن چیزی در میان سنگ ها باشد. روز بعد جهان، از مرگ هیهاچی میشیما رهبر میشیما زایباتسو مطلع میشود و این میتواند به معنی پایان "میشیما زایباتسو" باشد، اما شخصی مرموز، رهبری سازمان را به عهده می گیرد و دستورالعمل آن را بازسازی می کند به طوری که انگار هیچ اتفاقی رخ نداده است. یک ماه میگذرد...میشیما زایباتسو اعلام میکند که میزبان پادشاه مسابقات آهن مشت 5 خواهد بود. مسابقات مرموز پادشاه مشت های آهنین تقریبا باری دیگر آغاز شده است...
خط داستانی تکن 6
بر اساس مقاله مجله آرکادیا: 
مسابقات پادشاه مشت های آهنین 5 پایان میابد. نبرد نهایی با اسپانسر مسابقات جینپاچی میشیما و جین کازاماست. جین کازاما پیروز مسابقات میشود. او رئیس جمهور میشیما زایباتسو میشود و بلافاصله برنامه های مختلفی را در داخل شرکت آغاز میکند و تکنشو (نیروی تکن) را به یک پروژه جاسوسی تبدیل میکند. مردم به قصد و نیت جین مشکوک میشوند که منجر به افزایش تنش، درگیری و در نهایت جنگی تمام عیار میشود. تمام جهان درگیر میشود و زمانی که ملت ها قدرت خود را از دست میدهند، زایباتسو از پتانسیل جنگ سود میبرد و استقلال خود را علنی و جنگ جهانی را اعلام میکند. در ابتدا، میشیما زایباتسو دشمن بزرگی بود، اما پس از آن شرکت جی به مخالفت با زایباتسو میپردازد. جهان، شرکت رقیب را به عنوان نجات دهنده می بیند و آنها را به طور کامل در هدایت برای سرکوب زایباتسو تایید میکنند. در نهایت، شرکت جی اعلام میکند که رئیس میشیما زایباتسو عامل اصلی جنگ بوده و وعده میدهد که پاداش زیادی برای کسی که بتواند جین کازاما را زنده تحویل او بدهد خواهد داد. اما، تقریبا هنگامی که پیش بینی این امر میرفت، میشیما زایباتسو، افتتاح مسابقات پادشاه مشت های آهنین 6 را اعلام میکند و افراد برای کسب شهرت، پول و... وارد مسابقات میشوند. در میان این هرج و مرج، مسابقات آغاز میشود. ششمین مسابقات پادشاه مشت های آهنین با پیروزی جین کازاما و گم شدن هیهاچی میشیما تمام میشود. جین رهبری میشیما زایباتسو را به عهده میگیرد و از واحدهای نیروی ویژه تکن برای تبلیغات و اقدامات اصلاحی در سراسر جهان استفاده می کند. سرانجام بسیاری از مردم از این امر ناراحت می شوند و شورش ها بالا میگیرد و در نهایت در میان ملت ها جنگ میشود. با توجه به اینکه جهان در حال جنگ است، بسیاری از کشورها قدرت خود را از دست می دهند و میشیما زایباتسو خود را به عنوان کشور مستقل اعلام می کند. میشیما زایباتسو قصد دارد جهان را فتح کند و تنها شرکت جی را سد راه خود میبیند. مردم در سراسر جهان شرکت جی را به عنوان یک نجات دهنده میشناسند و شرکت جی پاداش هنگفتی برای کسی که بتواند جین کازاما را زنده تحویل آنها بدهد، در نظر میگیرد. همانطور که هر کسی می توانست انتظار داشته باشد، مسابقات قهرمانی پادشاه مشت های آهنین 6 در راه بود. کسانی که می خواهند نامی برای خودشان دست و پا کنند، کسانی که به دنبال پول هستند و کسانی که می خواهند انتقام بگیرند و با اهداف و آرمان های مختلف خود در مسابقات شرکت میکنند.

پ.ن: توشین همون اوگره، هر وقت تکن 7 بهش اضافه شد اونم میذارم^^
پ.ن 2: چشمم در اومد تا ترجمش کردم حلال نمیکنم کسی رو که بی ذکر  منبع (آدرس وبمون و اسم نویسنده) کپی کنه-__-
پ.ن 3: من مترجم نیستم و زبون مادریمم انگلیسی نیست اگه اشکالی داشت یا بهم بگین تا درستش کنم یا اینکه ندید بگیرین