آل
تو این قسمت میخوام فیلم آل رو برای کسانی که به چیزای ترسناک علاقه دارن تعریف کنم! هر چند که این یکی اصلا به نظرم ترسناک نیست.راستی اگه بازم میترسین باید بگم به زن های حامله کار داره نه ما پس نترسید
کسانی که چیزای ترسناک دوست دارن برن ادامه

فیلم آل یه فیلم ایرانیه که درباره ترس یه مرد از آل هستش.آل رو که همتون میدونید چیه و نیاز به گفتن نداره ولی باز برای اونایی که نمیشناسن باید بگم آل یه موجود افسانه ای و تخیلیه که قدیمی ها میگفتن میومده سر وقت زن های باردار و اونا رو جنین شون رو میکشته.از نظر من آل وجود واقعی نداره و همش تخیلی و زاییده ذهن مردم اون دوران بوده چنانچه الان میبینید کمتر کسی به آل اهمیت میده یا ازش میترسه.اگه هنوز فکر میکنید آل میتونه واقعی باشه براتون چند دلیل میارم که امیدوارم قانع بشید که وجود نداره:
1-در گذشته آل میتونسته بهانه خوبی برای اشتباهات پزشکی، عدم مراقبت ها، بیماری ها و خلاصه هر چیزی که میتونسته باعث سرزنش یه نفر بشه، باشه.به عنوان مثال پرستاری که مراقب زن بارداری نبوده و وظیفه ش رو به خوبی انجام نداده و بچه از بین رفته، به راحتی با خوراندن این قضیه به سایرین که آل بچه رو کشته همه چیز رو از سر خودش باز میکرده.
2-هیچکس آل رو ندیده!!!
3-اگر آل واقعا وجود داشته باشه (که نداره!) چطوریه که هیچکش اون رو ندیده، صداش رو نشنیده؟ و مهمتر از اینها، هدف و انگیز آل چرا باید کشتن زن و بچه مردم باشه؟ چی گیرش میاد؟
بگذریم و برسیم به داستان فیلم
بچه ها داستان رو اسپویل کردم، اگه هنوز فیلم رو ندیدین و میخواین بعدا ببینین نخونین که جذابیتش براتون نره!
داستان فیلم آل:
(چون فیلمش رو خیلی وقت پیش دیدم زیاد به خاطرم ندارم اگه جایی اشتباهی بود ببخشید)
فیلم از جایی شروع میشه که مردی رو میبینیم که پره از احساسات منفی.اون به شدت در رابطه با همسر باردارش نگرانه و هر اتفاق کوچیکی رو مرتبط به آل میدونه و مراقب اینه که آل همسر و بچه اش رو نکشه.این بدبینی تا آخر فیلم همراه مرد هست.مرد و همسرش برای سفری کاری به ارمنستان میرن و اونجاست که رفتارات بدبینانه مرد شدت پیدا میکنه.از اونجایی که همسر همکارش و زنی که صاحبخانه آنهاست هیچکدام بچه دار نشدند مرد فکر میکنه که ممکنه به بچه او حسودی کنند و بکشنش و خلاصه فکر های گوناگون و بدی به ذهنش خطور میکنن.او هر شب کابوس میبینه و در کل روز به همه چیز مشکوکه و هر چیزی رو نشانه حضور آل میدونه...
در اواخر فیلم و بعد از دعوایی بین مرد و همسرش، همسرش از او جدا میشه و برای چند روز ناپدید میشه.اونا همه جا رو میگردن ولی اثری ازش نیست.یه شب مرد به سرش میزنه و از خونه بیرون میره و به دریاچه نزدیک میشه و همسر زخمیش رو اونجا میبینه که روی زمین افتاده و بچه به دنیا آمد غرق در خون کنارشه و مرده...مرد یاد حرف دوستش میفته که گفت اگه پدر بچه صاف تو چشمای آل نگاه کنه و ازش نترسه آل میذاره همسر مرد زنده بمونه...مرد برای نجات زنش از مرگ به صورت آل زل میزنه و مدتی بعد آل ترکشون میکنه و میره...
صحنه عوض میشه و مرد در بیمارستان بهوش میاد و میفهمه که زنش رو ماشین زده، بچه ش مرده اما خودش سالمه...همه چیز مثل یه خواب می مونه...اون مبارزه با آل...همسرش کنار دریاچه...مرد با دیدن همسرش که سالمه احساس بهتری پیدا میکنه و فیلم هم تمام میشه...
دوستانی که اینو خوندین حتما نظرتون رو راجع به فیلم و آل بگین