شووووتت شووووید شوتیدگان. آقا دوروز بعد شد پولای لئو رو کش رفته بودم مث ورا.
حدود200 تا لواشک قرمزززز خریدم.
روز سفر شده بود یه لباس آستین سه ربع صورتی پوشیدم با یه شلوارک کرمی با یه کتونی لژ دار که لژاژ کرم بود و خود کفش صورتی یه رژ لب صورتی پررنگ زدم  موهامم باز گذاشتم و راه افتادم به محل قرار ینی دم خونه ی زیکا.
وقتی رسیدم آلا مث همیشه یه لباس سفید با یه جلیقه ی سیاه و یه شلوار تنگ سیاه و یه کتونی سفید پوشیده بود ازونا که اگه پامون بهش میخورد جر می خوردیم با یه رژ صورتی مات.موهاشم باز گذاشته بود.
با آلا سلام و احوالپرسی کردیم فادی مث راننده های باکلاس یهو پرید بیرون با یه پیرهن آستین کوتاه آبی و شلوار لی آبی و یه کتونی آبی پوشیده بود و یه رژ قرمز معمولی.موهاشم دم اسبی بسته بود.بعد ورا با یه لباس آستین بلند نارنجی با یه شلوار تنگ سرخابی با موهای گوجه ای با چااا اومد.مث اینکه حرف فادیو چپه شنیده بود چون آبنبات نیاورده بود عوضش چارو آورده بود.
بعد زیکا اومد با یه لباس صورتی آستین بلند با یه شلوار لگ قرمز با موهای بافته شده اومد بایه رژ لب نارنجی.دیگه راه افتادیم.
وسطای راه بنزینمون تموم شد و .....
ادامه دارد.
معذرت.